استودیوی اینسومنیاک گیمز پیش از این با کیفیت بالای عناوین «مرد عنکبوتی» خود را ثابت کرده است، اما بازی «ولورین مارول» کاملاً متفاوت است. اگرچه سیستمهای پیشرفت اصلی شباهتهایی دارند، اما بازیکنان نباید انتظار تجربهای مشابه را داشته باشند. «ولورین» ساختار متمرکزتری دارد، با محیطهایی که بیشتر تغییر میکنند و ریتم کلی بازی با سرعت قابل توجهی سریعتر پیش میرود.

هسته اصلی هر اثر مارول، داستان آن است و به جرئت میتوان گفت که اینسومنیاک یکی از منسجمترین روایتهای خود را تاکنون ارائه داده است؛ روایتی سرشار از احساسات و واقعگرایی که به شخصیتها فضای کافی برای درخشش میدهد. ما از ذکر اسپویلرهای اصلی خودداری میکنیم تا خودتان داستان را تجربه کنید، اما خلاصهای کوتاه ضروری است. پس از سالها تلاش برای رها کردن گذشتهاش، لوگان ناگزیر به زندگیای که میخواست از آن فرار کند بازمیگردد، زمانی که تهدیدی جدید و وحشتناک جهشیافتهها را هدف قرار میدهد.
بازگشت او به تیم ایکس، او را درگیر نبردی میکند که توسط بولیوار تراسک هدایت میشود؛ کمپین او علیه جهشیافتهها به سرعت شخصی میشود و لوگان را مجبور میکند تا با متحدان قدیمی خود ارتباط برقرار کرده و با بخشهای حلنشده گذشتهاش روبرو شود. این سفر او را به نقاط مختلف جهان، از کانادا و ژاپن گرفته تا مدریپور میبرد و به داستان پسزمینهای دائماً در حال تغییر میدهد، در حالی که تمرکز را محکم بر روی لوگان و افرادی که درگیر این نبرد هستند، حفظ میکند.

شاید روی کاغذ شبیه به یک داستان ابرقهرمانی معمولی به نظر برسد، اما نحوه کنار هم قرار گرفتن شخصیتهای درون بازی، با پشتوانه اجراهای عالی، آن را به داستانی جذاب و پر از احساس، اکشن، درام و خیانت تبدیل میکند. در مرکز همه اینها، خود ولورین قرار دارد که لیام مکاینتایر با بازی استثنایی خود، همه چیز را از خشم، غرغرها و فریادهای او گرفته تا لحظات غمانگیز و آرامترش را با ایلام هاستینگ دقت چشمگیری به تصویر میکشد. هیو جکمن احتمالاً همیشه برای من ولورین خواهد بود، اما مکاینتایر در اینجا به طرز چشمگیری نزدیک میشود و عملکردی واقعاً عالی ارائه میدهد.
رابطه پر از اصطکاک لوگان با ویکتور نیز به خوبی مدیریت شده است، در حالی که شخصیتهایی مانند اسکس و میستیک از اجراهای قوی بهره میبرند، اگرچه نقطه قوت واقعی، همانطور که انتظار میرود، پویایی بین جین گری و ولورین است که اینسومنیاک آن را به طور کامل به تصویر میکشد. این یک داستان فوقالعاده و به راحتی یکی از قویترین دلایل برای تجربه «ولورین» است.

یک تجربه عالی از «ولورین» بدون داستانی قوی معنایی ندارد، اما یک بازی «ولورین» بدون مبارزات عالی چیزی جز جنون نخواهد بود و خوشبختانه، اعتبار اینسومنیاک در این زمینه بار دیگر میدرخشد. خشونت در اینجا به شدت بالاست، با طبیعت وحشیانه و تقریباً غیرقابل کنترل ولورین که به طرز درخشانی در هر برخورد ترجمه شده است و او را به همان اندازه که شخصیتش ایجاب میکند، وحشی نشان میدهد.

پنجههای او به طور طبیعی جاذبه اصلی هستند و هر دفاع، ضربه، برش و از پا درآوردن وحشیانه، وزن واقعی خود را دارد که با ادغام عالی DualSense به طور قابل توجهی تقویت شده است و هر ضربه را بسیار رضایتبخشتر میکند.
سیستم تکنیک سپس با «سازگاریها» (Adaptations) تقویت میشود که بیشتر شبیه به تقویتکنندههای غیرفعال عمل میکنند و مزایایی مانند کاهش آسیب ورودی در نبردهای نزدیک و بازیابی سلامتی را ارائه میدهند.
